دوباره زنده کردن انسان |
| "گرچه شکوه کردن بیهوده است اما لب از سخن فرو بستن نیز آسان نیست. می دانم که بیهوده است اما وقتی کسی را دوست داشتی باید ثابت قدم باشی تا حدی که دوباره زنده کردن انسان را امکان پذیر بدانی. می توان ثابت قدم بود، سخت ثابت قدم، حتی با علم به اینکه آنچه می کنیم بیهوده است. اما نخست باید بدانیم که کارمان بیهوده است و در عین حال چنان به دنبالش باشیم که گویی نمی دانستیم و این جنون ساختگی ساحر است." دون خوان دیر زمانیست که گمان می برم دچارم و در این دچار بودن بی عمل! اما امروز می پندارم آنچه در دل دارم تنها از سر باور به بیهودگی ست نه از سر ایمان به دوباره زنده کردن انسان! من امروز دچار شک شده ام شاید، و هراس دارم از اینکه قالب بشکنم و پس از این همه انتظار، چون گام در راه دیگر بنهم، دوباره زنده شدن انسان تحقق یابد! و یا شاید بیشتر هراس دارم که بیهودگی را در عمل ببینم. کاش برای بیرون آمدن از این خلوت نشانه ای بیابم ... بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم اينم همیستاند و آنم نمیدهد مردم در اين فراق و در آن پرده راه نيست يا هست و پرده دار نشانم نمیدهد زلفش کشيد باد صبا چرخ سفله بين کان جا مجال بادوزانم نمیدهد چندان که بر کنار چو پرگار میشدم دوران چو نقطه ره به ميانم نمیدهد شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی بدعهدی زمانه زمانم نمیدهد گفتم روم به خواب و ببينم جمال دوست حافظ ز آه و ناله امانم نمیدهد
+
نگاشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 7:33 بعد از ظهر به قلم لادن
|

برای تماشای تکه ای از پردیس

